ارایه چارچوب مناسب برای شناسایی و معرفی شرکت‏های تعاونی برتر با استفاده از رویکرد ترکیبی کارت امتیازی متوازن و تحلیل پوششی داده‌ها در استان یزد

امروزه نقش سازنده تعاونی‏ها در عرصه‏های اقتصادی- اجتماعی به خصوص در جوامعی که در این زمینه دارای تشکیلات منسجم‏تری هستند، کاملاً احساس می‏شود. از آنجایی که عملکرد اقتصادی تعاونی با میزان موفقیت و شکست شرکت‏های تعاونی رابطه مستقیم دارد، بنابراین وجود مدلی به‌منظور ارایه بازخورد در راستای بهبود عملکرد شرکت‏های تعاونی و دستیابی به ابزاری جهت برآوردن این نیاز، بسیار ضروری و منطقی به نظر می‏رسد. این پژوهش کارایی نسبی 26 شرکت تعاونی استان یزد را در طی سال 1389 با استفاده از مدل تلفیقی کارت امتیازی متوازن و تحلیل پوششی داده‏ها مورد ارزیابی قرار می‌دهد که از کارت امتیازی متوازن به عنوان ابزاری برای طراحی شاخص‏های ارزیابی عملکرد، از تحلیل پوششی داده‏ها به عنوان ابزاری برای ارزیابی عملکرد و رتبه‏بندی، و برای سنجش کارآیی این شرکت‏ها از نرم‏افزار DEA-Solver استفاده شد. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد از 26 شرکت تعاونی تحت بررسی در مدل CCR قطعی، تعداد 19 شرکت در مدل اول، 18 شرکت در مدل دوم و 9 شرکت در مدل سوم کارا بودند. شرکت تعاونی شماره 26 رتبه نخست را به خود اختصاص داده است، در‌حالی‌که شرکت تعاونی شماره 17 آخرین رتبه را از آن خود کرده است. در این مقاله با استفاده از ترکیب دو مدل ارزیابی عملکرد سعی شده است تا شاخص‏های ارزیابی عملکرد تعاونی‏ها شناسایی شده و با تلفیق این دو مدل، ضمن کاهش معایب دو مدل، محاسن آن دو تقویت، و مدلی جامع برای ارزیابی عملکرد این واحدها ارایه ‏گردد.

عوامل تاثیرگذار بر معماری سرمایه انسانی

سازمان‌ها به دو طریق می‌توانند سرمایه انسانی را برای پر کردن منصب‌های محوری جذب نمایند، جذب درون سازمانی و جذب برون سازمانی. با استفاده از جذب درون سازمانی، سرمایه انسانی ویژه جذب می‌شود. سرمایه انسانی ویژه منحصر به فرد سازمان است و با معیارهای سابقه کار بالا و کارورزی (آموزش درون سازمانی) تعریف می‌شود. با استفاده از جذب برون سازمانی، سرمایه انسانی ضروری جذب می‌شود که قابلیت جابه‌جایی بین سازمان‌های مختلف را دارد و منحصر به‌ یک سازمان خاص نیست. این سرمایه انسانی دارای تحصیلات بالا و آموزش‌های برون سازمانی است. از طرف دیگر، سابقه تأسیس بر افزایش موجودی دانش و مهارت‌های سرمایه انسانی سازمان به خصوص سابقه کار و آموزش‌های درون سازمانی تأثیر‌گذار است، اما این تأثیر بسیار کمتر از روش‌های جذب است. یافته‌های بالا، نتایج پژوهش حاضر است که در خصوص شرکت‌های با فناوری بالا انجام گرفت. روش جمع‌آوری داده‌ها پرسشنامه و بررسی اسناد و مدارک بود. داده‌ها طی 11 فرضیه با استفاده از نرم‌افزار‌‌های آماری و همچنین معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

مدل مدیریت دانش در معاونت‌های نظارت راهبردی و توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس‌جمهور

مقاله حاضر حاصل پژوهشی در‌باره شناخت مولفه‌های دانش، دانایی و ارایه مدل مناسب برای کاربرد مدیریت دانایی در معاونت‌های نظارت راهبردی و توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهور (حوزه ستادی سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی سابق) بود. بر اساس مبانی نظری و مدل مفهومی، متغیر‌های وابسته (مولفه‌های چرخه مدیریت دانش مشتمل بر کسب، خلق و توسعه دانش، تسهیم و انتقال دانش، ذخیره دانش و به‌کارگیری دانش) و مستقل (عوامل موثر بر استقرار مطلوب چرخه مدیریت دانش شامل فرهنگ سازمانی، فناوری، جریان ارتباط- اطلاعات، شفافیت مدارک، ساختار سازمانی، منابع انسانی و آموزشی) پژوهش تعیین و از جامعه آماری شامل مدیران و کارشناسان معاونت‌های یاد شده بالغ بر 1200 نفر، نمونه‌ بر اساس جدول مورگان به تعداد 294 نفر انتخاب شد. ابزار اندازه-گیری، پرسشنامه‌ای حاوی 88 سؤال بود که با توجه به مبانی نظری، تهیه و پایایی آن از طریق آلفای‌کرونباخ به میزان 88/0 تعیین گردید. در مجموع داده‌های حاصل از تعداد 266 پرسشنامه قابل استفاده، جمع‌آوری و مورد تحلیل قرار گرفت و از مصاحبه با تعدادی از خبرگان نیز برای جمع‌آوری اطلاعات استفاده شد. روش آماری پژوهش حاضر استفاده از معادلات ساختاری با استفاده از نرم‌افزار لیزرل بود. بر اساس یافته‌ها، در هر چهار متغیرِ چرخه دانایی تفاوت قابل توجهی بین وضع موجود و وضع مطلوب وجود داشت. میانگین حاصل در مورد چهار متغیرِ چرخه دانایی: کسب و توسعه دانش، 04/3؛ تسهیم و انتقال دانش، 66/2؛ ذخیره دانش، 80/2 و به‌کارگیری دانش 77/2 بود که به استثنای یک مورد (کسب و توسعه دانش)، در سایر موارد وضعیت مناسبی دیده نشد. در بین عوامل تاثیرگذار بر چرخه مدیریت دانش یعنی: ساختار سازمانی، فرهنگ سازمانی، فناوری، منابع انسانی، آموزش، شفافیت اسناد و مدارک و جریان اطلاعات فقط منابع انسانی با بالاترین اثر (49/0)، فرهنگ (30/0) و آموزش (17/0) دارای اثر معنی‌دار بودند. در خاتمه، پیشنهاد‌هایی نیز برای بهبود وضعیت متغیر‌های مورد بررسی ارایه شد.

شناسایی عوامل موثر بر تمایل صادرکنندگان صنایع غذایی به کنترل فعالیت‌های بین‌المللی در بازارهای خارجی (مورد مطالعه: صادرکنندگان صنایع غذایی در استان مازندران)

یکی از مهم‌ترین تصمیماتی که شرکت‌ها باید در فرآیند انتخاب راهبرد‌های ورود به بازارهای خارجی اتخاذ کنند، این است که تا چه اندازه‌ای باید بر فعالیت‌های بین‌المللی خودشان کنترل داشته باشند و تا چه اندازه‌ای این فعالیت‌ها را به دیگران بسپارند. در این پژوهش با مرور جامع ادبیات موضوع، دوازده متغیر شامل عدم‌قطعیت کشور مقصد، عدم -قطعیت بازار محصول، عدم‌قطعیت رقابتی، عدم‌قطعیت در رفتار شرکای احتمالی، تجربه بین‌المللی، دانش فنی، مهارت بازاریابی، میزان سرمایه‌گذاری‌ کل، شدت رقابت صنعت، ماهیت فعالیت، اندازه‌ شرکت و مرتبط‌ بودن به‌عنوان تبیین-کننده‌های میزان تمایل شرکت‌ها به کنترل روی فعالیت‌های بین‌المللی خود پیشنهاد شد. برای آزمون فرضیه‌ پژوهش داده‌ها از 150 متخصص در 42 شرکت صادر‌کننده‌ صنایع غذایی استان مازندران جمع‌آوری شد. نتایج تحلیل داده‌ها نشان داد که به جزء عدم‌قطعیت در رفتار شرکای احتمالی، سایر متغیرها تبیین‌کننده‌ خوبی برای متغیر میزان کنترل هستند.

XML نقش تجارت مرزی در تثبیت جمعیت روستایی، مطالعه موردی: حوزه نفوذ بازارچه مرزی سردشت

مبادله‌های تجاری یکی از شاخص‌های اصلی در برقراری ارتباط بین کشورهای همسایه و نیز امرار معاش است که از این طریق می‌توان از فرصت‌ها، منابع و قوت‌ها استفاده کرد و بدین وسیله در راه نیل به استمرار و پایداری دوستی و تفاهم، امنیت و رونق اقتصادی، ایجاد فرصت‌های اشتغال، تثبیت جمعیت و در نهایت توسعه منطقه‌ای تلاش کرد. مبادله‌های تجاری و اقتصادی، نیرو محرکه و موتور توسعه هر جامعه‌ای محسوب می‌شوند و این مبادله‌ها می‌توانند عامل پویایی و شکوفایی مناطق مرزی باشند و نقش اساسی در افزایش استانداردهای زندگی مردم، کاهش فقر، توزیع مناسب و برابر درآمدها، و جمعیت و تسریع همکاری‌های بیشتر بین نواحی مرزی داشته باشند. با وجود ظرفیت‌ها و پتانسیل‌های بالای نواحی مرزی، این نواحی در مقایسه با نواحی مرکزی در انزوای جغرافیایی قرار گرفته‌اند. این امر به لحاظ سیاست‌های غیر‌آمایشی و مرکز محور بودن، پیامدهای ناگواری از لحاظ عقب‌ماندگی‌های مختلف اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی به دنبال داشته است. هدف پژوهش حاضر آن است که نقش مبادله‌های تجاری در تثبیت جمعیت روستایی مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد، بنابراین ناحیه مورد مطالعه محدوده‌ای در قسمت غربی شهرستان سردشت که هم‌مرز با کشور عراق است، می‌باشد. همچنین جامعه آماری پژوهش حاضر را 13 روستا که برابر با 309 خانوار بود، تشکیل دادند. با استفاده از فرمول کوکران، حجم نمونه به تعداد 90 نفر از سرپرستان خانوار محاسبه شد و 3 روستای مورد نظر با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای و افراد سرپرست خانوار نیز با روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. داده‌های مورد نیاز از دو طریق عینی تکمیل پرسشنامه، مصاحبه و مطالعه کتابخانه‌ای جمع‌آوری گردید و داده‌های جمع‌آوری شده از روش آمار توصیفی، استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. با تحلیل داده‌ها و اطلاعات، اثرات بازارچه مرزی بر میزان درآمد و تسهیلات رفاهی روستاییان نمونه و ماندگاری جمعیت در مقاطع مختلف و سرشماری‌های مختلف، مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که در محدوده مورد مطالعه، مبادلات مرزی می‌تواند منجر به ماندگاری جمعیت شود و می‌توان با ساماندهی اینگونه مبادلات در مناطق مرزی توسعه سکونت‌گاه‌های روستایی را انتظار داشت.

XML بررسی عوامل موثر در توانمندی روان‌شناختی منابع انسانی

دوره‌ کنونی حیات بشری با تحولات و دگرگونی‌های شگفت‌انگیزی همراه بوده است. سازمان‌ها به‌عنوان دستاورهای بشری باید برای حفظ بقاء و بالندگی، خود را با این تحولات عظیم سازگار سازند. یکی از رهیافت‌های اساسی در ارتقای ضریب ماندگاری سازمان‌ها و ارتقای توان مدیریتی، قایل شدن نقش محوری برای منابع انسانی سازمان می‌باشد. توانمندسازی منابع انسانی می‌تواند موجب ارتقای توانمندی نهایی سازمان گردد و بر این اساس است که مدیران سازمان‌ها تلاش دارند تا از راهبرد توانمندسازی منابع انسانی بهره‌گیری نمایند. این مقاله به بحث پیرامون توانمندسازی روان‌شناختی می‌پردازد و به تبیین نتایج حاصل از پژوهشی اشاره می‌نماید که با هدف تعیین عوامل موثر بر توانمندی روان‌شناختی منابع انسانی در شرکت شهرک‌های صنعتی استان تهران صورت گرفته است. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود و برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون‌های ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه به کمک نرم‌افزار SPSS بهره گرفته شد. یافته‌های پژوهش حاکی از وجود ارتباط معنی‌دار بین عوامل سازمانی، راهبردهای مدیریتی و منابع خودکارآمدی فردی با توانمندسازی روان‌شناختی کارکنان است. همچنین راهبردهای مدیریتی بیشترین اهمیت و تاثیرگذاری را در بین سایر متغیرها دارا می-باشد.

XML تحلیل تأثیر هوش هیجانی و رفتار شهروندی سازمانی بر تعارضات سازمانی: مطالعه موردی

هدف از انجام این پژوهش تحلیل تأثیر هوش هیجانی و رفتار شهروندی سازمانی بر تعارضات سازمانی در دانشگاه رازی استان کرمانشاه است. جامعه آماری این پژوهش شامل 950 نفر از کارکنان این دانشگاه است که از بین آنها 274 نفر به‏عنوان نمونه به صورت تصادفی ساده و با استفاده از جدول مورگان انتخاب شدند. این پژوهش توصیفی، پیمایشی از نوع همبستگی است که جهت جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه هوش هیجانی (2000) Weisinger، پرسشنامه رفتار شهروندی سازمانی (1990) Podsakoff et al. و پرسشنامه تعارض سازمانی (1985)Dubrin استفاده شد. روایی (محتوی ، همگرا و واگرا) و پایایی (بار عاملی، ضریب پایایی مرکب، ضریب آلفای‌کرونباخ) پرسش‌نامه‏ها حاکی از آن بودند که ابزارهای اندازه‏گیری از روایی و پایایی خوبی برخوردار هستند. نتایج حاصل از آزمون فرضیات توسط نرم‏افزار SMART-PLS و با استفاده از آماره آزمون t و ضرایب مسیر (β) نشان داد که هوش هیجانی بر رفتار شهروندی سازمانی در بین کارکنان دانشگاه رازی تأثیر قوی، مستقیم و معنی‌دار؛ رفتار شهروندی سازمانی بر تعارضات سازمانی در بین کارکنان دانشگاه رازی تأثیر منفی، مستقیم و معنی‌دار؛ و همچنین هوش هیجانی بر تعارضات سازمانی در بین کارکنان دانشگاه رازی تأثیر منفی، مستقیم و معنی‌دار دارد. از طرفی رفتار شهروندی سازمانی می‏تواند نقش میانجی‏گری را در رابطه بین هوش هیجانی و تعارض سازمانی ایفا کند و از طرف دیگر هوش هیجانی می‏تواند به‏عنوان متغیر تعدیل-کننده اثر منفی که رفتار شهروندی سازمانی بر تعارضات سازمانی دارد را ارتقاء دهد.

الگوی یکپارچه تغییرات سازمانی: بررسی ابعاد محتوایی، فرآیندی و زمینه ای در موفقیت تغییرات سازمانی

تغییرات سازمانی بسیار سخت، پیچیده، مبهم و در عین حال گریزناپذیرند. تحقیقات نشان داده‌اند که برنامه-ریزی، هدایت و حفظ تغییرات سازمانی بسیار مشکل و احتمال موفقیت آنها اندک است. برخورداری از مدل یکپارچه برای مدیریت تغییرات می‌تواند اتفاقات پیچیده‌ – که ماهیت ذاتی هر تغییری است- را با تشخیص روابط بین عناصر حیاتی، ساده کند. به خصوص آنکه نیروهای نهادی و زمینه فرهنگی سازمان در شرف تغییر در آن الگو در نظر گرفته شود که این امر در زمینه سازمان‌های ایرانی به دلیل تفاوت چشمگیر با سازمان‌های غربی که مهد شکل‌گیری نظریات تغییر هستند، از اهمیتی ویژه‌ برخوردار است. در این پژوهش با 21 مدیر و عامل تغییر که تغییراتی موفقیت‌آمیز در سازمان‌هایی با مالکیت، اندازه و در صنایع مختلف ایجاد کرده بودند، مصاحبه شد و نتایج مصاحبه‌ها، اسناد و مدارک سازمانی، پس از تحلیل محتوی و سنجش اعتبار کدگذاری انجام شده با تکینک آنتروپی شانون تحلیل شد. یافته‌ها حاکی از اهمیت توجه همه‌جانبه به ابعاد گوناگون محتوایی، زمینه‌ای و فرآیندی تغییر است و اینکه در هر گام از فرآیند تغییر - از زمان شکل‌گیری ایده تغییر تا تثبیت آن در سازمان - لازم است عوامل خاصی در هر بعد به تناسب سایر عوامل، مورد مداقه مدیران قرار گیرد.

کارآفرینی استراتژیک و دستیابی به مزیت رقابتی: مطالعه تجربی در حوزه صنعتی‌سازی صنعت ساختمان و مسکن ایران

کارآفرینی استراتژیک به‌عنوان محرکی جهت دستیابی به مزیت رقابتی در کشورهای توسعه‌یافته و در حال توسعه عمل می-کند، زیرا در آن کارآفرینی، به شناسایی فرصت‌ها و مدیریت استراتژیک به‌عنوان عاملی جهت تبدیل فرصت‌ها به مزیت رقابتی درک می‌شود. مطالعات نشان داده‌اند که کارآفرینی استراتژیک دارای ابعادی است که به ‌واسطه آنها در جستجوی فرصت‌های کارآفرینانه و کسب مزیت رقابتی می‌باشد. هدف این مقاله، بررسی روابط میان ابعاد مزبور و مزیت رقابتی می-باشد. در این راستا، مدلی که نشانگر رابطه‌ بین ابعاد کارآفرینی استراتژیک با مزیت رقابتی باشد، ارایه شده ‌است. برای دستیابی به اهداف پژوهش علاوه بر مطالعات کتابخانه‌ای، مطالعات میدانی در کلیه نهادهای متولی صنعت ساختمان ایران با استفاده از ابزار پرسشنامه صورت گرفت. روایی پرسشنامه به روش اعتبار محتوی توسط اساتید دانشگاه و تحلیل عاملی بررسی و تأیید شد و پایایی آن با آلفای‌کرونباخ 95 درصد مورد تأیید قرار گرفت. پس از دسته‌بندی شاخص‌ها با تحلیل عاملی، با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری (نرم‌افزار AMOS)، روابط ساختاری مدل آزمون شد. یافته‌ها نشان داد که مقادیر شاخص‌های برازش مدل، مناسب بوده و از 5 فرضیه، 1 فرضیه رد شد که این امر بیانگر تأثیر معنی‌دار ابعاد کارآفرینی استراتژیک بر مزیت‌ رقابتی می‌باشد. نتایج پژوهش، مدیران عالی را به پیاده‌سازی مفهوم کارآفرینی استراتژیک که علاوه بر شناسایی و بهره‌برداری از فرصت‌های بالقوه، راه را برای صنعت جهت دستیابی به مزیت رقابتیِ بیشتر هموار می-سازد، ترغیب می‌کند.

اثر حکمرانی خوب بر سطح فساد اقتصادی در کشورهای با سطح توسعه‌یافتگی متوسط

عملکرد اقتصادی کشورها در طول زمان تا حد زیادی به محیط سیاسی، نهادی و قانونی آنها وابسته است. این نهادها و سیاست‌ها، مشخص‌کننده کیفیت حکمرانی در بین کشورها هستند. نقش حکمرانی و نهادها در افزایش توسعه و کاهش فقر در کشورهای در حال توسعه بسیار مهم است. در این بررسی به روش داده‌های ترکیبی ، تأثیر شاخص‌های حکمرانی خوب بر سطح فساد برای نمونه‌ای 24 کشوری از کشورهای با سطح توسعه‌یافتگی متوسط (شامل ایران) بین سال‌های 2008- 1996برآورد شده است. نتایج تخمین‌ها نشان داد برای کشورهایی با درجه توسعه‌یافتگی متوسط مایل به بالا (8/0>HDI>7/0) شاخص حاکمیت قانون بیشترین تأثیر را بر کاهش سطح فساد دارد، به طوری که اثر آن بر میزان فساد منفی و به شدت معنی‌دار است. در مورد کشورهایی با درجه توسعه‌یافتگی متوسط مایل به پایین (7/0>HDI>6/0) نتایج نشان داد که در گروه کشورهای مورد بررسی، مولفه‌های حق اظهارنظر و پاسخگویی، اثربخشی دولت، کنترل فساد و قوانین و مقررات اضافی تأثیر قابل ملاحظه و مثبتی بر کاهش سطح فساد نداشته‌اند، بلکه نشانگر مشکلات کیفی در اجرای این سیاست‌ها می‌باشند، اما در این کشورها ثبات سیاسی و حاکمیت قانون اثر معنی‌داری بر کاهش سطح فساد داشته است.

تاثیر قصد تحریم بر تصمیم خرید در پرتو آمیزه بازاریابی

تحریم یکی از مسائل پیش‌روی کشور است که بسیاری از ابعاد را به خود اختصاص می‌دهد. هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر قصد تحریم بر تصمیم خرید در پرتو آمیزه بازاریابی برای خمیردندان آمریکایی در جامعه مصرف‌کنندگان تهران است. در بررسی حاضر، سه فرضیه مطرح گردید که فقط فرضیه سوم مورد پذیرش قرار نگرفت. نمونه‌ای 345 نفری از مصرف‌کنندگان در تهران مورد بررسی قرار گرفت و گردآوری داده با ابزار پرسش‌نامه انجام شد. پرسشنامه از روایی و پایایی لازم نیز برخوردار بود، به طوری که سه سطح از روایی در آن تأیید گردید و در خصوص پایایی نیز از فن آلفای کرونباخ استفاده شد که نتیجه تقریبی 8/0 را نشان داد. برای تحلیل داده‌های پرسشنامه نیز از نرم‌افزارهای آماری و فن تحلیل رگرسیون استفاده شده است. بر اساس نتایج پژوهش، مصرف‌کنندگان تهرانی قصد تحریم کالای آمریکایی در سطح ساده خرید را ندارند و سه آمیزه بازاریابی، محصول، قیمت و توزیع برای آن‌ها مهم است و ترفیعی در محصولات آمریکایی نمی‌بینند. در خصوص آخرین متغیر، یعنی تصمیم خرید نیز فقط عنصر برند را مهم می‌دانند و واسطه برای آن‌ها چندان تفاوتی ندارد.

عوامل سازمانی موثر بر جبران خدمات پزشکان متخصص شاغل در بیمارستان های دولتی شهر تهران

مدیریت منابع انسانی، شاخه‌ای از علم مدیریت است که ضمن ایجاد روابط با کارکنان، بین همه سیاست‌ها، تصمیم‌ها و فعالیت‌های سازمان ارتباط برقرار می‌کند. محور روابط بین کارکنان و کارفرمایان، توجه به جبران خدمات آنها است که نقش اصلی را در سازمان دارد. هدف اصلی پژوهش حاضر، شناسایی عوامل سازمانی مؤثر بر جبران خدمات پزشکان متخصص شاغل در بیمارستان‌های دولتی شهر تهران بود. جبران خدمات پزشکان، بر اساس نظریه‌های انگیزشی و هزینه زندگی و سایر ادبیات مرتبط با مؤلفه‌های سازمانی مورد سنجش قرار گرفت. روش اجرای پژوهش حاضر، توصیفی- پیمایشی و جامعه آماری آن، بیمارستان‌های دولتی شهر تهران بود. برای گردآوری داده‌ها و سنجش مؤلفه‌های جبران خدمات، پرسشنامه‌ای با قابلیت اعتماد 4/91 درصد ساخته شد. به ‌منظور اندازه‌گیری روایی آن از معادلات ساختاری استفاده گردید. شاخص تناسب الگو، بیانگر مناسب بودن الگوی اندازه‌گیری مؤلفه‌های سازمانی جبران خدمات و چارچوب کلی سنجش آن، معنی‌دار و پذیرفتنی است. بر اساس نتایج پژوهش، بُعد سازمانی شناسایی شده، با جبران خدمات پزشکان رابطه مستقیم دارد. همچنین بر نقش مؤلفه‌های بُعد «سازمانی» به‌ویژه خط‌مشی‌های سازمان تأکید شده است. بر اساس یافته‌های پژوهش پیشنهاد گردید که مدیران و سیاست‌گذاران هنگام تصمیم‌گیری درباره جبران خدمات پزشکان، مؤلفه‌های مربوط به بُعد سازمانی را مورد توجه قرار دهند.

« بعدی  ۱۹  ۱۸  ۱۷  ۱۶  ۱۵  ۱۴  ۱۳  ۱۲  ۱۱  ۱۰  ۹  ۸  ۷  ۶  ۵  ۴  ۳  ۲  ۱  قبلی »