XML تأثیر بهره‌وری بر رشد اقتصادی صنایع تولیدی ایران با رهیافت داده‌های ترکیبی

شناخت علمی منابع رشد تولید، از جمله الزام‌های دستیابی به رشد اقتصادی پایدار و درونزا است. بر اساس الگوی رشد سولو، رشد اقتصادی، از دو منبع یعنی رشد عوامل تولید و رشد بهره‌وری عوامل تولید حاصل می‌شود. در پژوهش حاضر، با استفاده از داده‌های صنایع تولیدی ایران در سال‌های 86-1379 بر اساس کدهای دو رقمی استاندارد بین المللی صنایع با رهیافت داده‌های ترکیبی (پانل دیتا) با تخمین تابع تولید، منابع رشد بخش مذکور، شناسایی و جایگاه بهره‌وری کل عوامل تولید مشخص گردید. بر اساس نتایج پژوهش حاضر، صنایع ایران در سال‌های مورد بررسی، به ‌طور متوسط 12.34 درصد رشد داشته‌ است. 16.6 درصد از آن، ناشی از رشد بهره‌وری کل عوامل تولید در این بخش بوده است. 69 درصد نیز ناشی از رشد نیروی‌ کار و 13.5 درصد به رشد موجودی سرمایه مربوط بوده است.

واکاوی اثر مؤلفه‌های هوش عاطفی بر روش‌های مدیریت استرس شغلی

استرس عاملی مهم در بسیاری از آسیب‌های روانی و اجتماعی است که آسیب‌های روانی ناشی از آن، با مدیریت استرس تقلیل‌پذیر است. هوش عاطفی نیز مجموعه‌ای از توانایی‌ها و مهارت‌های غیرشناختی است که توانایی موفقیت فرد را در مقابله با فشارهای محیطی، به ویژه استرس شغلی افزایش می‌دهد. از این رو، پژوهش حاضر با هدف شناسایی رابطه بین هوش عاطفی و عوامل کنترل‌کننده استرس شغلی انجام شده است. این پژوهش، توصیفی- پیمایشی و از نوع کاربردی است و روش جمع‌آوری داده‌ها، کتابخانه‌ای و میدانی است. جامعه آماری پژوهش حاضر، اعضای هیئت علمی دانشگاه یزد است. برای تحقق اهداف پژوهش و آزمون فرضیه‌ها، از آزمون همبستگی و تحلیل رگرسیون استفاده شده است. نتایج آزمون همبستگی پیرسون، بیانگر رابطه معنی‌دار بین مؤلفه‌های هوش عاطفی و عوامل کنترل‌کننده استرس است. علاوه بر این، نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که مؤلفه‌های آگاهی اجتماعی و خودآگاهی، تأثیر معنی‌داری بر عوامل کنترل‌کننده استرس دارد. به عبارت دیگر، افراد مذکور هنگام رویارویی با موقعیت‌های استرس‌زا با تجزیه و تحلیل موقعیت و مسائل، بردباری و انطباق با شرایط استرس‌زا و با استفاده از تجربه‌های گذشته و با امید به بهبود موقعیت، توانایی بیشتری در کنترل و مدیریت استرس دارند. در این میان، مؤلفه آگاهی اجتماعی، بیشترین نقش را در تبیین استرس شغلی دارد، به طوری که بیش از 45 درصد از تغییرات استرس شغلی را تبیین می‌کند.

شناسایی و بررسی عوامل مؤثر در آمادگی پیاده‌سازی مدیریت فرآیندهای کسب ‌وکار

هدف از این پژوهش شناسایی و بررسی عوامل مؤثر در آمادگی پیاده‌سازی مدیریت فرایندهای کسب‌ و کار می‌باشد. بدین منظور ابتدا با مطالعات منابع کتابخانه‌ای گسترده و با مراجعه به منابع، مقالات و مجلات علمی و سایت‌های اینترنتی به شناسایی رویکرد و عوامل حیاتی مؤفقیت در پیاده‌سازی مدیریت فرآیندهای کسب‌وکار پرداختیم اما از آنجایی که هیچ کدام از الگوها به طور جامع آمادگی پیاده‌سازی مدیریت فرایندهای کسب‌‌ وکار را بررسی نکرده بود، لذا بر اساس مرور ادبیات پیشین، دسته‌بندی عوامل را پیشنهاد کردیم تا به طور کلی بتواند آمادگی پیاده‌سازی مدیریت فرایندهای کسب‌وکار را در سازمان مورد سنجش قرار دهد. سپس بر اساس چارچوب نظری بدست آمده، پرسشنامه‌ای تنظیم گردید که در اختیار کارشناسان، کارشناسان ارشد، سرپرستان و رؤسای شرکت بازرگانی پتروشیمی قرار گرفت. پس از جمع‌آوری این پرسشنامه‌ها و تحلیل آماری نتایج حاصل از جمع‌آوری اطلاعات توسط نرم افزارSPSS ، نشان داد که از بین عوامل شناسایی شده در این پژوهش (انتخاب روش‌شناسی، مدیریت پروژه، فناوری اطلاعات، جو سازمانی، مدیریت تغییر، مدیریت ارشد)، تنها فناوری اطلاعات و مدیریت ارشد بر آمادگی سازمانی جهت پیاده‌سازی مؤفق مدیریت فرآیندهای کسب‌وکار در شرکت بازرگانی پتروشیمی تأثیر دارد

بررسی رابطه بین مدیریت استعداد و رضایت شغلی کارکنان در ستاد مرکزی صندوق تامین اجتماعی

ستعداد به عنوان سیستمی برای شناسایی، استخدام، پرورش، ارتقا و نگهداری افراد مستعد، با هدف بهینه کردن توان سازمان به منظور تحقق نتایج کسب و کار، تعریف شده است. با توجه به تعریف مدیریت استعداد و در نظر گرفتن چرخه حیات کارکنان به عنوان الگویی برای یکپارچه‌سازی و مهم‌ترین فرایندهای توسعه منابع انسانی، می‌توان دریافت که مباحث مرتبط به مدیریت استعداد در تمامی فرایندهای چرخه قابل استقرار و تسری است. از طرفی دیگر، بیشتر متخصصان حوزه منابع انسانی علت اصلی نارضایتی کارکنان را ناشی از ضعف مدیریت می‌دانند. هدف از مطالعه حاضر تعیین رابطه بین مدیریت استعداد و رضایت شغلی کارکنان در ستاد مرکزی صندوق تامین اجتماعی است. پژوهش حاضر از نوع پژوهش‌های توصیفی و همبستگی است که به روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل 1034 نفر از کارکنان ستاد مرکزی صندوق تامین اجتماعی است، نمونه‌گیری به روش طبقه‌ای منظم بوده و تعداد 278 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش آمار توصیفی و استنباطی استفاده شده و ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه‌های مدیریت استعداد و رضایت شغلی است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که بین مدیریت استعداد، زیرمتغیرهای آن و رضایت شغلی رابطه معنادار وجود دارد.

طراحی الگوی آمادگی شرکت‌های سینمایی ایران برای ورود به بازارهای جهانی

گسترش تجارت بین‌المللی کالاهای فرهنگی فرصت مناسبی برای حضور آثار سینمایی در بازارهای جهانی و کسب منافع اقتصادی و قدرت فرهنگی فراهم نموده است. اما اغلب کشورها، از جمله ایران، تاکنون نتوانسته‌اند حضوری فعال در بازارهای جهانی داشته باشند. به منظور بهره‌مندی از این فرصت لازم است مولفه‌های موثر بر آمادگی موسسات سینمایی برای فعالیت در بازار جهانی در چهارچوب یک الگوی جامع تعیین گردند. پژوهش حاضر درصدد ارائه الگوی جامع از آمادگی موسسات سینمایی برای جهانی شدن در قالب چهار سطح تحلیل موسسات سینمایی، محیط صنعت، محیط ملی و بین‌المللی است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر نحوه گردآوری، اطلاعات توصیفی- پیمایشی است و تهیه کنندگان سینما به عنوان جامعه آماری برای جمع آوری اطلاعات میدانی انتخاب شده اند است. الگوی حاضر با استفاده از تکنیک‌های تحلیل عاملی و الگو‌سازی معادلات ساختار یافته مورد آزمون قرار گرفت. طبق نتایج کسب شده از این کار پژوهشی، مشخص شد که توان موسسات سینمایی برای ورود به بازار جهانی تابعی از چهار متغیر مستقل توانمندی موسسات سینمایی، توانمندی اجزای صنعت، و هم‌افزایی حاصل از روابط میان آن‌ها و حمایتگری فضای ملی و آمادگی بستر روابط بین‌المللی است. همچنین صنعت سینما برای ورود به بازار جهانی بیش از هر چیز نیازمند اصلاح و بهینه سازی فضای ملی است و پس از آن به ترتیب مولفه های روابط بین‌المللی، ساختار صنعت و موسسات سینمایی قرار می‌گیرند.

XML رابطه حقوق تأمین اجتماعی و حقوق مدنی

این مقاله به رابطه حقوق تأمین اجتماعی و حقوق مدنی می‌پردازد و توضیح می‌دهد که این دو رشته از حقوق با وجود تقابل در مبانی نظری مکمل یکدیگرند به نحوی که حقوق تأمین اجتماعی در مواردی که قواعد حقوق مدنی کارکردهای اجتماعی خود را از دست داده است به کمک آن آمده است. از سوی دیگر حقوق مدنی رشته مادر حقوق است و حقوق تأمین اجتماعی به مفاهیم حقوق مدنی نظر دارد و از آن تبعیت می‌کند.

برررسی تأثیر فرهنگ سازمانی بر گرایش کارآفرینی سازمانی در بانک کارآفرین

اهمیت کارآفرینی در اقتصاد امروز بر هیچ کس پوشیده نیست. در پژوهش‌های رو به رشدی که در حوزه کارآفرینی صورت پذیرفته است تاکید بیشتر بر تزریق روحیه کارآفرینی در زیرساختهای سازمان و تطابق سازمان با محیط کسب و کار می باشد. گرایش کارآفرینی بعنوان شاخه‌ای از کارآفرینی است که کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در این پژوهش هدف اصلی بررسی تاثیر فرهنگ سازمانی به عنوان یک سلسه باورها، اعتقادات و ارزش‌های مشترک بین اعضای سازمان بر روی گرایش کارآفرینی سازمانی در بانک کارآفرینی است. این مطالعه ادعا می‌کند که فرهنگ سازمانی بر گرایش کارآفرینی سازمانی در بانک مزبور تاثیر‌گذار است. در این پژوهش از الگوی دنیسون برای سنجش فرهنگ سازمانی سازمان مزبور استفاده شده است که شاخص-های در‌گیر شدن در کار، سازگاری، انطباق‌پذیری و رسالت بعنوان مولفه‌های متغیر مستقل هستند و از الگوی دس و لامپکین برای سنجش متغیر وابسته گرایش کارآفرینی که شاخص‌های استقلال‌طلبی، نوآوری، پیشگامی، رقابت‌جویی و ریسک‌پذیری را مورد ارزیابی قرار می دهد، استفاده شده است. نتیجه ارزیابی‌ها و بررسی های انجام گرفته حکایت از تائید فرضیه اصلی پژوهش مبنی بر تأثیر فرهنگ سازمانی بر گرایش کارآفرینی در بانک کارآفرین و همچنین تائید فرضیه های فرعی مبنی بر تأثیر شاخص های درگیر شدن در کار، سازگاری ، انطباق پذیری و رسالت یا ماموریت با گرایش کارآفرینی سازمانی، دارد. در نهایت بررسی ها بیان می دارند که فرهنگ حاکم بر بانک کارآفرینی فرهنگی ماموریتی است.

جستاری بر رویکردهای چندپارادایمی و فراپارادایمی (چند/فراپارادایمی) در مطالعات سازمانی

amirkhaleghi@ut.ac.irپس از انتشار اثر ماندگار تامس کوون "ساختار انقلاب‎های علمی" که دیدگاه‌های خطی و انباشتی به علم را به چالش می‎کشید، مفهوم "پارادایم" بارها در علوم اجتماعی به کارگرفته شد و به ویژه با کتاب "پارادایم‎های جامعه‎شناسی در نظریه سازمان" در مطالعات سازمانی نیز اقبالی گسترده یافت. در نوشتار پیش رو پاسخ به این پرسش جستجو می‎شود که آیا در مطالعات سازمانی می‎توان از رویکردهای چند/فرا پارادایمی بهره گرفت یا آنها را بایستی بیشتر سودایی ناشدنی‎ دانست. در این پژوهش نخست به واکاوی مفهوم پارادایم و دیدگاه‌های گوناگون آن پرداخته می‎شود که مفهوم ناهمسنگی پارادایم‎ها در آن نقش پررنگی دارد و سپس امکان گفتگوی پارادایم‎ها در مطالعات سازمانی بررسی می‎شود. رویکرد پژوهش توصیفی- تطبیقی است و با ژرف‎کاوی پژوهش‎های پیشین درباره پارادایم‎های مطالعات سازمانی پی گرفته می‎شود. در پایان نشان داده می‎شود که یکی از دشواری‎های بحث درباره پارادایم‎ها و به ویژه رویکرد چند/فراپارادایمی، کاربست نادقیق مفهوم پارادایم است و گنگی آن با پیش چشم داشتن زمینه کاربرد تا اندازه زیادی کاسته می‎شود. همچنین نتیجه می‎گیریم رویکرد چند/فراپارادایمی مفهومی ناسازنما ست که ویژگی اساسی پارادایم‎ها را نادیده می‎گیرد و نمی‎توان هم‎زمان از چند پارادایم در بررسی پدیده‎های سازمانی بهره گرفت.

XML مفهوم سازی عوامل برون زا در تحول بخش دولتی (مطالعه موردی: ایران)

این مقاله به بررسی نقش عوامل محیطی در اصلاح ساختار اداری بخش دولتی در ایران پرداخته است. ابتدا ، عوامل تاثیر گذار در سه بخش، شامل حوزه افکار عمومی، حوزه اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و حوزه سازمان‌های غیردولتی دسته‌بندی شده اند و سپس نقش آنها در ایجاد تحول اداری بررسی گردیده است. نتایج حاصل از تحلیل داده ها بیانگر آن است که سازمان‌های غیردولتی (NGOs) به عنوان عاملی مهم از «محیط خاص» سازمان‌های دولتی، تاثیرات تعیین‌کننده‌تری نسبت به «محیط عام» (که شامل عوامل اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در نظر گرفته شده بود) برتحول اداری در ایران دارند. بنابراین توصیه شده است که توسعه و تقویت سازمان‌های غیردولتی به عنوان نهادهایی که ذینفعان، مشتریان و خدمت گیرندگان سازمانی را متشکل و سازماندهی کرده‌اند، مورد تاکید قرار گیرد. در این راستا الگوی فرایند تدریجی توسعه و تقویت سازمان‌های غیردولتی که منتج از نتایج پژوهش بوده است، به عنوان مهمترین راهبرد تحول اداری مبتنی بر عوامل برون‌زا معرفی گردید.

بررسی رابطه بین سواد اطلاعاتی کارکنان و اثربخشی سازمانی در سازمان‌های دولتی شهر کرمان

سواد اطلاعاتی هنری پایه است، نقش فعال و حیاتی در انجام امور اجتماعی دارد و یک چارچوب فکری و عقلانی برای فهم، بازیابی، ارزیابی و استفاده از اطلاعات است. هم‌چنین می‌تواند به مهارت‌هایی که فرد آموخته و یا به فرایند آموزشی که از طریق آن فرد یاد می‌گیرد در محیط پیچیده و در حال رشد سریع اطلاعات، چگونه از اطلاعات به طور موثر و کارآمد استفاده کند، اطلاق شود. به طور کلی فردی با سواد اطلاعاتی نقش مهمی در افزایش اثربخشی بهره‌وری سازمان دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه بین سواد اطلاعاتی کارکنان و اثربخشی سازمانی در سازمان‌های دولتی شهر کرمان است. پژوهش حاضر از نوع پژوهش‌های توصیفی و همبستگی است که به روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش را کارکنان سازمان‌های دولتی شهر کرمان تشکیل می‌دهند. نمونه‌گیری به روش طبقه‌ای منظم بوده و تعداد 322 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش آمار توصیفی و استنباطی استفاده شده و ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه‌های سواد اطلاعاتی و اثربخشی سازمانی است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که بین سواد اطلاعاتی کارکنان و شاخص‌های آن یعنی تشخیص نیاز اطلاعاتی، مکان‌یابی اطلاعات، ارزیابی اطلاعات، استفاده موثر از اطلاعات و اثربخشی سازمانی، رابطه‌ای معنادار وجود دارد (P<0/001).

بررسی تأثیر اجرای دوره های آموزشی برعملکرد کارکنان سازمان تأمین اجتماعی

هدف از این مطالعه ارزیابی تأثیر اجرای دوره‌های آموزشی کارکنان سازمان تأمین اجتماعی در استان آذربایجان غربی طی سال‌های 1386-1388 است. برای این منظور پس از اعمال چند متغیر کنترل و بر اساس روش غربالگری نمونه‌ای 50 نفره از کارکنان شرکت‌کننده (161 نفر) از شش شعبه استان مورد مطالعه این پژوهش قرار گرفتند. بر اساس اهداف دوره‌های آموزشی تأثیر پنج دوره آموزشی روی شش شاخص عملکرد کارکنان بررسی شد. نتایج روش اندازه‌های تکراری و آزمون‌های چند متغیره، آزمون ماچولی و آزمون تحلیل واریانس نشان داد که اجرای دوره آموزشی نحوه محاسبه پرونده‌های مطالباتی تأثیر معناداری بر کاهش تعداد پرونده‌های ارجاعی به هیئت‌های بدوی نداشته است، اما تأثیر معناداری بر کاهش تعداد اصلاح بدهی‌های دستی پرونده‌های مطالباتی کارگاه‌ها داشته است. اجرای دوره آموزشی بخش‌نامه چهار جدید حقوقی، باعث افزایش ابلاغ‌های واقعی اوراق مطالباتی، اجرای دوره آموزشی نحوه شناسایی بیمه‌شدگان، باعث کاهش تعداد شماره بیمه‌های موقت بیمه‌شدگان، اجرای دوره آموزشی نحوه نام‌نویسی اولیه، باعث کاهش نقص اطلاعات هویتی بیمه‌شدگان و اجرای دوره آموزشی شناسایی کارگاه‌های جدید، باعث افزایش شناسایی تعداد کارگاه-های جدید شده است

بررسی رابطه بین مهارت های مدیریتی مدیران شعب بانک کشاورزی استان اصفهان با میزان کارایی شعب

هدف از این پژوهش تعیین ارتباط بین مهارت‌های مدیریتی (شامل مهارت‌های فنی، انسانی، ادراکی و سیاسی) و کارایی (بر اساس شاخص‌های مربوط) شعبه‌های بانک کشاورزی استان اصفهان و روش پژوهش، توصیفی- پیمایشی از شاخه میدانی بود. جامعه آماری را مدیران گروه و قسمت از 36 شعبه اصلی و مرکزی، شامل 125 مدیر گروه و 104 مدیر قسمت تشکیل می‌داد که از آن میان 99 نفر به شیوه‌ی تصادفی طبقه‌ای انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری اطلاعات پرسش‌نامه‌ای محقق ساخته با 40 سئوال بسته پاسخ بود که ضریب پایایی آن از طریق شاخص آلفای کرونباخ 97/0به دست آمد. اطلاعات جمع‌آوری شده با استفاده از آزمون ضریب همبستگی، تحلیل رگرسیون و تحلیل واریانس یکطرفه در آمار استنباطی و میانگین، انحراف معیار و فراوانی در آمار توصیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که رابطه معناداری (05/0 P) بین مهارت‌های مدیریتی (769/0r= )، مهارت‌های فنی (470/0r=)، مهارت‌های انسانی (736/0r= )، مهارت‌های ادراکی (441/0r= ) و مهارت‌های سیاسی (743/0r= ) وجود داشت. تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که 55 % کارایی شعب با مهارت‌های سیاسی قابل تبیین بود که این مقدار با تأثیرگذاری مهارت‌های انسانی به 65 % ارتقا می‌یافت. نتایج همچنین نشان داد که در زمینه‌ی مهارت‌های مدیریتی با توجه به سطوح تحصیلات و سوابق خدمت، تفاوتی میان نظرات افراد نمونه وجود نداشت ولی با توجه به محل خدمت، تفاوت‌هایی مشاهده شد : مدیران شعب درجه اول، مهارت‌های ادراکی بیشتر و مدیران شعب درجه چهار، مهارت‌های سیاسی بیشتر داشتند.

« بعدی  ۱۶  ۱۵  ۱۴  ۱۳  ۱۲  ۱۱  ۱۰  ۹  ۸  ۷  ۶  ۵  ۴  ۳  ۲  ۱  قبلی »